زن دایی، ویار دوغ و کلانه[1] گرفته بودش. گفتم باشه من میرم پیاز و دوغ پیدا می کنم. به زور یه اسکناس چپوند توی مشتم. هر چی نگاه کردم نفهمیدم چقدر بود. یک علامت سئوال … Read More →
Pages
Categories
Archives
زن دایی، ویار دوغ و کلانه[1] گرفته بودش. گفتم باشه من میرم پیاز و دوغ پیدا می کنم. به زور یه اسکناس چپوند توی مشتم. هر چی نگاه کردم نفهمیدم چقدر بود. یک علامت سئوال … Read More →
به اینکه برخی با خود چه فکری در این باره میکنند کاری ندارم. من دلیل خودم را ارائه میدهم. بنده فکر میکنم کسانی که خشونت را در فضاهای عمومی به اشتراک میگذارند هیچ فرقی با کسانی که به تماشای اعدام مینشینند ندارند
یک روز در مجلسی نشسته بودیم و چندنفری برای انجام مراسمی در حال تبادل پیشنهاد و نظر بودیم. قرار بود سمیناری برگزار شود، اما مشکل سخنران داشتیم. یکی از حاضرین فردی را پیشنهاد کرد. ما … Read More →
پلاک 55، بلوار روبرت شومن[1]، غروب اولین یکشنبه[2] بهار، مردی دو دختر و همسرش را به ضرب چند گلوله از پای درآورد. یک سال بعد، همکلاسی دخترها جلو درب منزل آنها جمع شدند و روی … Read More →
Perhaps it’s Adam and Eve and the quest for knowledge, the apple a symbol of new discovery, with subtle undertones of lust for ever-growing innovation. Or maybe, Isaac Newton, sitting under an apple tree when … Read More →
Photo by Google فرمت پی دی اف داستان پری¬ها هم پرواز می کنند نارین محمدی می خواستم پری رو نجات بدم. شهر خلوت بود. می شد ار هجوم مردمی که ممکن بود با پدر مادرش … Read More →
فرمت پی دی اف داستان زن و مرد جوانی، زن و مرد و بچه ای رو دنبال می کردن. زن و مرد جوان هلیکوپتر داشتن. اما نمی دونم چطور شد که زن و مرد و … Read More →
خواب پیتی رو دیدم. مرد، همونطوری که مرد ولی این بار زنده شد. بغلش کردم و دست و صورتشو شستم. پیتی! پیتی نازنینم. همه ش نه ماه داشت. دکترای اونجا مذهبی بودن و سگ رو … Read More →
مادربزرگ آرمیده بود، مثل نوزادی او را در تابوتی خوابانده بودند. صورتش اما پیدا بود. او را آوردند اتاق بالایی، من و دختر خاله بالای سرش ماندیم. برعکس دفعه پیش که نبودیم و با شنیدن … Read More →
1. ANALYSE Comme les derniers grands films de Hitchcock (Vertigo, La Mort aux trousses et Psychose), Les Oiseaux se range d’emblée dans la catégorie des œuvres qui innovent, réjouissent ou dérangent, mais ne s’oublient pas. … Read More →
Come, come, come! I am ready I was ready I want to read this story I want forget that dream Come, come, come! I want to imagine of life I don’t remember my hands I … Read More →
Today, like all years, all of activist are busy, in university is many statement for inviting the people to demonstration of 8 march. Yesterday I was visiting a friends home. The home consists of two … Read More →
قبل از هر چیز از دوستانی که طی این چند روز با فرستادن پیام و از طریق تلفن و اسکایپ و یاهو پشتیبانی خود را از حرکت من و همسرم ابراز داشته¬اند صمیمانه سپاسگذارم. این … Read More →
آینده نه از آن من است نه تو
آینده نه از آن من است که لگدمال میشوم نه تو که لگدمال میکنی نه آن که به تماشا ایستاده است ** در این سیاره ی پیر بم بم بم! طبل جنگ دائم پا میکوبد … Read More →